معين الدين نطنزى

96

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

و قبر او در چغانيان واقع است . ذكر جلوس تغلق تيمور خان چون كاردارى ممالك ماوراء النهر از سلطنت به امارت متعلق شد تغلق تيمور خان از مغولستان با لشكرهاى گران روى به ضبط ماوراء النهر نهاد . قضا را امراى ماوراء النهر ملوك طوايف شده بودند ، چنانچه در ختلان شير بهرام ، و در حصار جغانيان امير بيان سلدوز ، و [ در ] شبرقان امير حميد خواجه نايمان ، و در اندخوى تلينجى ارلات ، و دركش و نخشب امير حاجى برلاس ، و در سمرقند امير خضر يسورى ، و در خجند بايزيد جلاير ، همچنين هركس به سر خود سردارى شده بودند . چون تغلق تيمور برسيد امير خضر و امير بايزيد به دستبوس متوجه شد [ ند ] ، اما امير حاجى برلاس از توجه خايف ناگاه خبر يافت كه پادشاه را داعيهء قصد او به خاطر گرديده است . جلاى وطن كرده متوجه خراسان شد . چون از جيحون عبور كرد حضرت سلطا [ ن ] غازى با او گفت كه : اگر ما هردو جلاى وطن كنيم اولوس موروثى بىشك به دست بيگانگان افتد . اگر صلاح فرمائيد بنده به ملازمت پادشاه بازگردم . امير حاجى فكر پسنديدهء او را قبول كرد و رخصت مراجعت داد . قضا را امير توقتيمور بزرگ و امير بيكجك و امير بايزيد به تكاميشى مىآمدند . چون سلطان غازى بديشان برسيد و كيفيت عزيمت امير حاجى را به صوب خراسان بازنمود ايشان غنيمت شمرده بازگشتند . به هنگام وصول ، امير حميد نسبت به حضرت سلطان غازى جانبى تمام داشت ؛ حضرتش را به عرض پادشاه رسانيد . پادشاه ، هزارهءكش را به حضرت مسلم داشت . بعد از آن قلاوزى لشكر گردانيده با توقتيمور بزرگ و توقتيمور كوچك [ و ] بيكجيك به دفع امير بيان سلدوز روانه گردانيد . چون به تنگ جكچك رسيدند امير بيان از مقابله عاجز آمد . ملاقات كرد ؛ بيچاره را به ياساق رسانيدند . سلطان غازى از آن حركت متوهم شد . چون مراجعت نمودند تغلق تيمور ، الياس خواجه اغلان را در ماوراء النهر بنشاند و امير بيكيجيك و توقتيمور كوچك سلطان را با پسر خود